اگر کتاب مستطاب را ندیده باشید، تصورتان از یک «کتاب آشپزی» چیزی است حاوی چندین و چند دستورِِ معمولا یک صفحهای، که هر دستور روند تبدیل مواد اولیه به غذای آماده را شرح میدهد و احیانا ترفندهایی را هم برای بهتر پختن هر غذا معرفی میکند. چنین کتابی معمولا یک مقدمه دارد که کسی نمیخواند و کمی هم اطلاعات جانبی دارد که بعضیها دفعهی اولی که کتاب را خریدهاند نگاهی به آنها میاندازند.
بعضی «کتابهای آشپزی» دستورهای بیشتری دارند و بعضی کمتر؛ بعضی تخصصیاند (مثلا انواع خوراک با قارچ) و بعضی عمومی؛ هیچ کس انتظار ندارد یک کتاب آشپزی چیزی بیشتر از یک مجموعه دستور پخت باشد، یا مثلا نثر فوقالعادهای داشته باشد، یا طراحی گرافیکیاش چشمنواز باشد… یا اصلا چیزی باشد که یک کتابخوان از «کتاب» انتظار دارد…
فرق کتاب مستطاب آشپزی با دیگر کتابهای آشپزی این است که «کتاب» است و نویسندهاش «نویسنده» است! نجف دریابندری آشپزی نیست که کتاب مینویسد، نویسندهای است که آشپزی میکند. نجف دریابندری در مقدمهی کتاب مستطابش آشپزی را از مقولهی فرهنگ میداند و از دریچهی فرهنگ به آشپزخانه و سفره نگاه میکند و همین نگاه است که باعث میشود کتاب مستطاب چیزی باشد ورای همهی «کتابهای آشپزی» که دیدهایم و شنیدهایم.
نثر
«اولین نکتهای که خوانندهی گرامی باید بداند این است که هیچ کس با خواندن کتاب آشپزی آشپز نمیشود؛ اما نکتهی دوم این است که هیچ آشپزی،و نیز هیچ کسی که خیال آشپز شدن داشته باشداز کتاب آشپزی بینیاز نیست…»
هر کس یکی از ترجمههای نجف دریابندری را خوانده باشد میداند که نثر نجف چه شاهکاری است و او چه تسلطی به زیر و بم زبان فارسی دارد.
در حین خواندن کتاب مستطاب آشپزی هم به همان اندازه از نثر دریابندری لذت میبرید که در همهی نوشتههای دیگرش. همهی قواعد رعایت شدهاند و لحنش خیلی صمیمی است و چاشنی طنز دارد.
«سالاد ماهی خام ممکن است به گوش بسیاری از مردم غریب بیاید، ولی ذائقه غیر از گوش است؛ چه بسا که ذائقهی بعضی اشخاص مزهی این سالاد را بپذیرد و از آن لذت ببرد»
« … و این ظاهرا نیکترین نامی است که از یک نفر قمارباز بر جا مانده است.»
«این نان شیرینی بسیار خوشمزهای است؛ عیبش این است که ممکن است در خوردن آن نتوانیم اندازه نگه داریم»
دایرهالمعارف آشپزی
بخش پانزدهم کتاب با عنوان «پاستا، پیتزا»، با واژهشناسی آغاز میشود: «کلمهی پاستا (pasta) در زبان ایتالیایی یعنی خمیر و منظور از خمیر همان چیزی است که ما آن را رشته مینامیم…»
بعد به سراغ کتابهای بازمانده از آشپزی صفوی میرود و انواع «رشته»های آن کتابها را با انواع پاستا مقایسه میکند و خواننده آگاه میشود که مثلا نوعی رشته به نام «بند قبا» در زمان صفویان، شباهت داشته با «لازانیا»ی امروزی!
سپس انواع و اقسام پاستا و مشخصات ظاهری و اصول تهیه و جایگاهشان در سفرهی ایتالیایی معرفی میشوند و اولین دستور غذا وقتی ارائه میشود که خواننده اطلاعات جامعی در مورد این گروه خوراکی پیدا کرده است.
طرز برخورد کتاب مستطاب آشپزی با خوراکیها به همین جدیت و دقت است و نویسنده خود را موظف میداند در ابتدای هر فصل و لابلای دستورهای غذا، نکاتی در مورد واژهشناسی، پیشینه هر خوراکی، سبکها مختلف تهیهی آن و ردپای آن غذا در نوشتهها و اشعار قدیمی مطرح کند.
«شیخ بسحاق اطعمه، معاصر حافظ، دربارهی بورک، بر وزن تورج، میفرماید: ز بورک نیست چیزی در جهان به/خداوندا مرا آن ده که آن به …»
«تاس (یا طاس) همان دیگ یا نوعی از دیگ است؛ و تاس کباب گوشتی است که غالبا همراه با چند نوع ترهبار، بدون آب در دیگ با آتش ملایم پخته میشود…»
«بیف استروگانوف غذایی است روسی که در بیرون از روسیه از جمله در ایران ما، شکلهای دیگری پیدا کرده است …»
«هزار جزیره نام مجمعالجزایری است در مصب رودخانهی سنت لورنس، میان ایالت نیویورک امریکا و اونتاریوی کانادا، ولی هیچ کس نمیداند چرا نام یکی از انواع رایج مایونز را هزار جزیره گذاشتهاند؛ …»
«روزهایی که بسیاری از مردم میگو را ملخ دریایی مینامیدند و از آن میگریختند مدتهاست که سپری شده (در حقیقت نام ملخ دریایی پر بیراه هم نبود، زیرا که خود مردم جنوب ملخ را میگ مینامند، و او هم در لهجهی آنها حرف معرفه و تصغیر است)»
فرهنگستان زبان و ادب دریابندری!
نجف دریابندری برای بعضی از واژههای مربوط به آشپزی و آشپزخانه جایگزین فارسی پیشنهاد کرده و این جایگزینها را در کتاب بکار برده است. معمولا واژههای پیشنهادی دریابندری بسیار روان و گوشنوازند و خواننده بی رنج و زحمت میتواند معنیشان را بفهمد و به راحتی به آنها عادت میکند.
«در بعضی از یخبندهای خانگی گران قیمت درجهای هست که با چرخاندن آن میتوان برودت را پایین برد؛…» (یخبند به جای فریزر)
«یکی از امتیازهای فر موجپز این است که با آن میتوان هر چیزی را دقیقا به آن اندازهای که میخواهیم بپزیم» (موجپز به جای مایکروویو)
«… به همین دلیل ما این سس را خورش پاستا خواهیم نامید، چنان که فرنگیها هم غالبا خورش ما را سس مینامند»
مکاتب آشپزی
کتاب مستطاب، بخش مفصلی دارد در معرفی مکتبهای آشپزی. در یک فصل از این بخش، مکتبهای ایرانی، چینی و رومی را به عنوان «مکتبهای مادر» معرفی میکند و سپس در 9 فصل پیاپی به معرفی مفصل آشپزیهای ایرانی، هندی، ترکی و عربی، اسپانیایی، چینی، ژاپنی، ایتالیایی، فرانسوی و روسی میپردازد.
در آغاز فصل آشپزی ایرانی چنین اخطاری میبینیم: «خوانندگانی که حوصلهی خواندن بحثهای تاریخی را ندارند بدین وسیله از خواندن بخشهایی از این فصل معاف میشوند.»
این فصل 30 صفحهای با حوصله و دقت رد پای آشپزی ایرانی و آداب غذا خوردن را در شاهنامهی فردوسی و سفرنامهی ابن بطوطه و … تا متون صفوی پی میگیرد و تصاویری از صحنههای غذا خوردن در نقاشیها و نقش برجستههای باستانی و نگارههایی از اشیاء باستانی مربوط به آشپزخانه را هم چاشنی این فصل میکند.
«روزی پرویز از او پرسید: گواراتر و موافق طبعتر و لذیذترین غذاها کدام است؟ گفت: آن غذایی که با سلامت تن و آسایش خیال و شادی دل و اشتها و گرسنگی زیاد با یاران و دوستان صرف کنی» (نقل قول کتاب مستطاب از تاریخ ثعالبی. در اصل ترجمهی متنی پهلوی است با عنوان «خسرو و ریدک» ریدک هم یعنی پسر بچه)
معرفی بقیهی مکاتب به این مفصلی نیست (بین 5 تا 10 صفحه) و به ذکر نکات اصلی بسنده میکند.
«در بیشتر غذاهای هندی معمولا مقداری فلفل سیاه و فلفل قرمز به کار میرود…»
«پخت و پز در کاتالونیا معمولا با سوفریتو (sofrito) شروع و با پیکادا (picada) ختم میشود …»
«گذشته از وسایل معمولی، در آشپزی چینی وسایل خاصی به کار میرود که عبارتند از …»
«امروز آشپزی فرانسوی بیش از همه مکتبهای آشپزی دیگر در جهان رواج دارد…»
مجردنوازی
مرد مجردی که دلش میخواهد از دست غذاهای آماده و فستفود خلاص شود و سررشتهای هم از آشپزی ندارد و از آنها هم نیست که میتوانند به خانمهای دور و برشان گیر بدهند و نکته به نکته آشپزی یاد بگیرند، هیچ دوستی بهتر از کتاب مستطاب آشپزی ندارد!
زمانی در دوران مجردیام به بحران غذا خورده بودم و از یک طرف بخاطر زیاد خوردن غذای بیرون دچار بیاشتهایی و سوءهاضمه شده بودم و از طرف دیگر چیزی بیشتر از نیمرو بلد نبودم درست کنم! کتابهای آشپزی هم به دردم نمیخورند چون نه میدانستم که فیله کجای گاو است، نه بلد بودم میگو پاک کنم و نه میتوانستم فرق لپه و نخود را تشخیص دهم! حالا فکر کنید چنین کسی چطور میتواند دستور فلان کتاب آشپزی را به کار ببندد؟
کشف کردن کتاب مستطاب آشپزی یکی از رویدادهای فرخندهی زمان مجردی من بود. (و البته راه برونرفت از آن بحران غذا) یادم هست اولین غذایی که پختم خورش قیمه بود! (نتیجهاش هم بد از آب در نیامد) کتاب مستطاب آشپزی در اصل دو کتاب است: کتاب اول با نام «آشنایی و آموزش» فرض میکند با آدم کاملا بیاطلاعی مثل آن زمانهای من طرف است و تمام لوازم و عملیات و مواد اولیهی آشپزی را با عکس و شرح و تفسیر معرفی میکند. هر جا توی کتاب دوم «دستورهای پخت و پز» که احساس بیسوادی کردید میتوانید به کتاب اول مراجعه کنید و ببینید که نیم پیمانه یعنی چه؟ ماهی را چطور پاک میکنند؟ وقتی میگو آبپز کردید، آبش را باید چکار کنید؟ انار را چطور دان میکنند؟ و …
کتاب اول، یک ضمیمهی 80 صفحهای تمام رنگی هم دارد با عنوان «آشنایی از نزدیک». واقعا برای این فصل عنوانی بهتر از این نمیشد انتخاب کرد و همان فصلی است که مجردهایی مثل آن زمانهای من، قبل از خرید رفتن باید حتما نگاهی به آن بیاندازند. شکل انواع میوه، سبزی، ادویه، ماهی، حبوبات و قسمتهای مختلف مرغ و گوشت و مراحل پخت گوشت و مرغ را با عکسهای بسیار با کیفیت در این فصل میبینید.
یک مجرد بیاطلاع میتواند با کتاب مستطاب آشپزی، برای اولین بار دست به پختن غذایی بزند و مطمئن باشد هیچ جا لنگ نمیماند و نتیجه هم چیز قابل قبولی از آب در میآید. بعد از مدتی، با پختن پنج-شش غذا اعتماد به نفس آشپزی آدم بالا میرود و مجرد قصهی ما در بعضی غذاها صاحب نظر و مدعی میشود!
[...] در معرفی کتاب مستطاب آشپزی برای میز غذا نوشتهام (+). Tagged with: نجف دریابندری, کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا [...]
من کتاب های آشپزی مختلفی دیدم ولی این یه چیز دیگست.
به نظر من جای این کتاب توی هر آشپز خونه ای ( نه کتاب خونه ) خالیه و بعنوان یه مرجع باید ازش استفاده کرد.
سلام. درست مي گيد. اين كتاب، آشپزي رو خيلي تخصصي ياد مي ده. من از عكس اين گاوه خوشم اومد كه به آدم ياد مي ده كه كدوم قسمت به درد كدوم غذا مي خوره. اين خيلي مهمه. دستتون درد نكنه.
با سلام و تشکر من چند ماه پیش کتابو تو نمایشگاه دیدم اما قیمتش کمی برای خرید اون موقع من زیاد بود اما در اولین فرصت حتما به خاطر همسرم اونو می خرم.
امان از این زندگی مجری که انسان ها را به مطالعه چه چیز ها که نمی کشاند من هم یک کتاب آشپزی دارم دستنویس خودم هست مستطاب هم نیست یادش بخیر ماله خیلی قدیمه (جوانی و شور و حال)
عجب نثری. لذت بردم. واقعا مترجم توانایی هستید.
ممنون ولی به خدا ترجمه نبود!
آقا دستت درد نکنه. ما که مشتری پر و پا قرص ترجمه های دریابندری عزیز هستیم امید که سعادتی نصیب بشه این کارش رو هم بخونیم شاید آشپزیمون خوب بشه
salam man kbaba dost daram kasi hast be man yad badah thankyou
Ramin: have a look at iranmania or
persianmirro
I found them nice and delicious
عجب وبلاگ فوق العاده اي
بدون هيچ تعارفي بايد بگم لذت بردم
از بس وبلاگهاي تكراري ديدم واقعا با ديدن اين وبلاگ به وجد اومدم !
مشتري ثابتت مي شم
it was useful for me thanks.
Ali Reza:
You’re welcome.
عکس نجف دریابندری پشت میز کارش در حالی که دارد راجع به این کتاب به مصاحبه کنند پاسخ می دهد
اولین تصویری که با شنیدن نامکتاب مستطاب آشپزی یادم می اید!
[...] رو جدی بگیرید! آقای دریابندری در کتاب مستطاب خودش، "آشپزی از سیر تا پیاز"، فصلی رو (فصل نود و دم، جلد [...]
لطفا راه خریدش از طریق اینترنت را بگذارید
سلام به همگی
من فقط یک کلام بگم فوق العاده است
بالاخره رفتم و خریدمش
یک سرمایه گذاری جالب برای سلامتی اگر ازش استفاده بشه.
موفق باشید
سلام
این کتابو چطوری می شه تهیه کرد؟قیمت ؟
سلام
این کتاب تو انقلاب پیدا میشه
قیمت چاپ قدیم 39000 تومان و چاپ جدید 45000 تومان
موفق باشید
[...] اسم برده نشده. دلیلشم اینه که روش طبخ کشک و بادنجان در کتاب مستطاب نیازی به سرخ کردن بادمجونا نیست. بلکه بادمجونا مغز پخت [...]
سلام
سلام
خيلي كتابتون عاليه
خيلي دوست دارم آشپز موفق و استثنايي بشم
پيشنهادتون به من چيه؟
سرکار خانم آزاده،
کتاب مستطاب آشپزی رو جناب آقای نجف دریابندری با همکاری همسرشون، خانم فهیمه رستگار تالیف کردن.
اما برای موفقیت در هر کاری مطالعه، تلاش و پشتکار مهمه. اگر خارج از ایران هستید می تونید از انستیتوهای تخصصی آشپزی استفاده کنید. داخل ایران به غیر از کلاسهای آشپزی شاید فنی و حرفه ای برنامه آموزش مدون برای تربیت آشپز داشته باشه. می تونید سوال کنید. اما در هر حال خوشبختانه منبع مکتوب به زبانهای فارسی و انگلیسی روی نت زیاده.
من كتاب را ندارم ولي جاي ديگه ديدم خيلي خوشم اومداميدوارم بتونم بخرمش
به تنها چيزي كه علاقه دارم اشپزي و تزيينات است ولي متاسفانه بدلايلي نمي تونم به درجه اعلا برسم يعني اونها رو به معرض ديد برسونم همه جا دنبال تزيينات هستم بهترين جايي هم كه دوست دارم اشپز خونه است و دوست دارم قشنگترين جا باشه يعني بزرگ با يك پنجره به طرف حياط ولي اينها همش تو خوابه شايد اصلا تو خواب هم نبينم ممنون كه گوش كرديد
سورملینا: راستش عزیزم این مشکل همه ماست. عدم وقت کافی و امکانات و … ولی به نظر من باید از حداقل امکانات حداکثر استفاده رو بکنیم. چون در مورد هیچ چیزی ، کاملترین امکانات وجود نداره.
سورملينا عزيزم از اينكه نظر داديد ممنونم ميتونم بپرسم كجا ساكن هستي و چند سال داري ايا به اشپزي علاقه داري من كه خيلي دوست دارم ميخاهم سال بعد يك نمايشگاه از ترشيجات ومرباجات در شهرم بر پا كنم اگر خدا بخواهد از جشن اش و اشپزي در زنجان با خبر هستي به نظرم اگر در همه شهرها انجام شود خيلي خوب است ميشه عين جشن هاي هالوين .شكرگذاري ويك همچين چيزي ميشه نظرت رو بدونم ؟وكمكم كني
سورملینا : سلام تکتم جان ! راستش من خودم به آشپزی علاقه دارم ولی اونو سخت نمی گیرم. یعنی تا حالا پیش اومده که مهمون داشته ام اونم از اونهایی که خیلی باهاشون رودربایستی دارم، ولی دو ساعت مونده به شام، کل برنامه ام رو مجبور شده ام تغییر بدم. یعنی کلا نمی ترسم ( شاید هم اسمش بی برنامه گی باشه . نمی دونم !)
در مورد ترشیجات و مرباجات من خودم خیلی علاقه دارم درست کنم. شاید نتونم مربا بخورم ولی دلم میخواد یخچالم همیشه از این هله هوله ها پر باشه. ( البته در حد مرگ ترشی و شور دوست دارم.) نگفته اید ساکن کدوم شهر هستید. منم از این نمایشگاه ها و جشنواره ها خوشم میاد. فرهنگ غذاخوردن و خواص مواد غذایی رو یادآوری می کنه. ولی با کار یک نفر درست نمی شه. به نظر من باید حداقل ده بیست تا خانم خونه ( نه شاغل) همت کنند و با مدیریت و برنامه ریزی ترتیب برپایی این چشنواره رو بدهند. من خودم همیشه به همچین جشنواره هایی فکر می کنم مثلا برای اینکه بچه ها سبزیجات رو بیشتر بخورند. ( آخه همسر من غذاهای محدودی رو دوست داره) و من به آینده بچه خودم و بقیه بچه ها فکر می کنم که تا حد امکان بشه با سبزیجات آشتی و با سس و فست فود قهر کنند!!! به هر حال ایده جالبی دارید . امیدوارم موفق باشید.
سلام عزيزم من از قوچان در خراسان رضوي هستم شما چطور ؟
من 30 سال سن دارم دانشجو كارشناسي در رشته زبان انگليسي عاشق هنر و كارهاي هنري ه چيزي كه مربوط به هنر باشه ياداشت برداري ميكنم ودوست دارم درست كنمش ولي بخاطر كوچك بودن شهرمان خيلي چيزها رو نميشه تهيه كرد به همين جهت همين جوري ميمونه درمورد نمايشگاهها هم چرا ميشه اينكاروكرد ولي به قول شما بايد تعداد زياد باشه كه اون هم باز يك سزي مشكلات داره به همين خاطر من ميخوام تنها كار كنم البته شوهرم خيلي به من در اين زمينه كمك ميكنه فقط ميمونه مشكلات مادي اون با اين گروني سرسام -اور .ولي همين ميتونه يك منبع درامد باشه مگه نه؟
خريد اينترنتي اين كتاب چگونه است -از گرگان
سلام
باتشكر از زحماتتون لطفاً بگيد اين كتاب را به كجا مراجعه كنم ببيينم سپس خريداري كنم.
salam
chejori mitonam in ketabo tahaye konam?
interneti ya hozori.
ba tashakor
ye ketabe top vase deser mishnasid?
mishe moarefi konid?
ketabe mostatabo ba ranje ziad peyda kardam!!!
ba tashakor
man az shahre ketab kharidam,hameye shahre ketaba daran.
toye site
http://www.ketab.i
r
mitonid peydash konido bekharidesh
لطفا” خريد اينترنتي اين كتاب را بگذاريد .متشكرم
منم اين كتاب دو جلدي رو دارم. و متعقدم كتاب گران سنگ و بسيار جامعيه. هم براي آشپزهاي مبتدي كارا است و هم براي آشپزهاي حرفه اي. برام جالبه كه وقتي مي خواد غذايي رو آموزش بده، كليه شيوه هاي مرسومش رو چه در شهرهاي ايران و چه در كشورهاي خارجي همه رو آموزش مي ده.
معرفي شما هم خيلي جذابه.
البته من خيلي با نوع نگارشش نمي تونم ارتباط برقرار كنم و اذيت مي شم. هم به خاطر اينكه از اصطلاحات مهجوري مثل رنديده، كماجدان، آب يخني، … استفاده مي كنه و هم به خاطر اينكه بعضي اصلاحات اصلا قابل درك نيست مثل گرد شيريني پزي كه من نفهميدم منظورش از اين گرد، آرد يا بكينگ پودر يا جوش شيرين يا … چيه؟
راستش من از این اصطلاحاتش هم خوشم میاد! اما فکر میکنم جایی توی مقدمه این اصطلاحات رو تعریف کرده باشه… یه نگاه میندازم براتون مینویسم
کتاب شما خیلی گران است من فقط باید حسرت بخورم کاش قسمتی از متن کتاب را در سایت میگذاشتید
salam in ketab ro mishe enter eti kharid?